پایگاه خبری تحلیلی 18 دی
امروز: یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ برابر با Sunday, 21 October , 2018
آخرین خبرها :
  • کد خبر : 7924
  • تعداد نظرات : 0 نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۸ شهریور ۱۳۹۴ - ۲۸ شهریور ۱۳۹۴
  •   

    “تحریف” نرم انقلاب و امام

    تحلیل آقای میثم معافی در مورد تحریف امام و انقلاب

    “تحریف” نرم  انقلاب  و  امام

    اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال ۱۳۹۰ در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي مطرح شده بود، پس از انتشار در هفته گذشته، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و خارجي داشت. موضوع مذاكره و رابطه با آمريكا اصلي ترين بخش از سخنان ايشان بود كه با واكنش هاي منفي برخي از رسانه ها و شخصيت هاي داخلي مواجه شد.

    آقاي هاشمي در اين ديدار مي گويد: «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمت شان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اينكه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حيات تان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي هست كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسائل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنيا است. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است
    پس از انتشار اين سخنان و طرح انتقادات جدي به آن در كشور، آقاي هاشمي در واكنش به اين انتقادات در يكي از ديدارهاي نوروزي مي گويد: «اگر بحث هايم در مورد رابطه با آمريكا در آن نامه مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را مي دادند
    اظهارات آقاي هاشمي از زواياي مختلف قابل نقد و بررسي است. يكي از زواياي قابل تأمل در پاسخ حضرت امام(ره) به اين نوع ديدگاه است. ايشان در واكنش به انتقادات مي گويد، اگر حرف هايم در مورد رابطه با آمريكا مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ مي دادند. آقاي هاشمي طبق گفته خودشان اين نامه را نه در روزها يا ماه هاي آخر حيات امام(ره)، بلكه در سال هاي پاياني حيات آن عزيز سفر كرده نوشته اند. در اين صورت بايد گفت، اگر حضرت امام(ره) با ديدگاه هاشمي موافق بودند، حتماً طبق نظر ايشان، اقداماتي را براي گشودن باب مذاكره و رابطه با آمريكا به عمل مي آوردند تا نظام اسلامي در آينده با مشكلات اساسي در اين خصوص مواجه نشود. آقاي هاشمي نمي تواند ادعا كند كه حضرت امام(ره) براي اين كار فرصت نداشتند، چون در سال هاي پاياني، يعني حداقل در ۲ يا ۳ سال قبل از رحلت امام اين نامه نوشته شده و حضرت امام(ره) اگر با ديدگاه هاشمي موافق بودند، به تجديدنظر در مواضع خود در قبال آمريكا مي پرداختند. بررسي سخنان و بيانيه هاي حضرت امام(ره) نشان مي دهد كه مواضع حضرت امام(ره) در قبال آمريكا از ابتداي شروع مبارزات تا آخرين لحظه حيات ايشان، ضمن اينكه هيچ تغيير اساسي نكرده، بلكه هر چه زمان مي گذرد مواضع ايشان در قبال آمريكا براي مبارزه و مقابله تندتر و جدي تر شده است. بنابراين بايد گفت: حضرت امام(ره) با تكرار مواضع پيشين خود در قبال آمريكا تا آخرين لحظه حيات، پاسخ آقاي هاشمي را داده اند. پاسخ هايي از قبيل:
    الف- هاشمي مي گويد: آمريكا قدرت برتر دنياست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.
    ۲-
    آمريكا در مقابل مسلمين نمي تواند خودنمايي كند.
    ۳-
    ما يقين داريم اگر دقيقاً به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاي جنايتكار است ادامه دهيم، فرزندان مان شهد پيروزي را خواهند چشيد.
    ۴-
    اسلام ابرقدرت ها را به خاك مذلت مي كشاند.
    ۵-
    قرن آينده، قرن اسلام است.
    ۶-
    قرن بيست ويكم، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران است.
    ۷-
    ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براي ما كار بكند، ما آمريكا را زير پا مي گذاريم.
    ۸-
    مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت ها است.
    ۹-
    حق گرفتني است؛ قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد.
    ۱۰-
    متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزي تان در برابر قدرت ها حتمي است.
    ب- هاشمي مي گويد: چه فرقي بين اروپا، روسيه و چين با آمريكا هست؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.
    ۲- آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستعضف جهان است.
    ۳- سلطه آمريكا تمام بدبختي هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد.
    ۴-
    همه گرفتاري كه ما داريم از دست آمريكا داريم.
    ۵- همه مصيبت ما زير سر آمريكا است.
    ۶-
    آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده.
    ۷- تمام گرفتاري ما از اين آمريكا است.
    ۸-
    رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما.
    ۹-
    مهم ترين و دردآورترين مسئله اي كه ملت هاي اسلامي و غيراسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمريكا است.
    ۱۰-
    آمريكا شيطان بزرگ است.
    ج- آقاي هاشمي مي گويد: سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آنهايي كه خواب آمريكا را مي بينند خدا بيدارشان كند.
    ۲- با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اينكه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد.
    ۳-
    روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با ظالم است، روابط يك غارت شده با غارتگر است.
    ۴-
    مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا.
    ۵- اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اينكه ذليل باشيم زيردست صهيونيسم، و زير دست آمريكا.
    ۶-
    هر چه فرياد داريد سرآمريكا بكشيد.
    ۷-
    اسلحه هاي سرد و گرم، يعني قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيري به روي يكديگر منحرف و به سوي دشمنان انسانيت كه در رأس آنها آمريكا است نشانه برويد.
    ۸-
    ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبران را از بين خواهيم برد.
    ۹- اگر ما را صد بار بكشند و زنده شويم دست از مبارزه با آمريكا برنمي داريم.
    ۱۰-
    الآن در رأس همه مسائل اسلامي ما قضيه مواجهه با آمريكا است. امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكا است، الآن دشمن آمريكا است و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.
    آنچه در سه بخش از سخنان حضرت امام(ره) ذكر شد، نشان مي دهد كه حضرت امام خميني(ره) در سياست خارجي جمهوري اسلامي، نگاه خاص و ويژه اي را به آمريكا به دليل خلق و خوي استكباري و شيطاني آن دارند.آقاي هاشمي با بيان كردن و آشكار ساختن نامه اي كه به حضرت امام(ره) نوشته اند، از يك طرف فاش ساختند كه نگاهي متفاوت از حضرت امام(ره) به موضوع آمريكا دارند و از طرف ديگر تلاش كرده اند با ايجاد نگراني در امام(ره) نسبت به آينده از طريق اين نامه، حضرت امام(ره) را به تجديدنظر در سياست خارجي جمهوري اسلامي در قبال آمريكا وادار سازند. حضرت امام(ره) نه تنها نگاه خود را تغيير ندادند، بلكه اين نوع نگاه ها را ساده انديشي ارزيابي كردند.
    در پيام حضرت امام(ره) به تاريخ (۱۳۶۷/۱۲/۳) خطاب به مراجع اسلام، روحانيون و كه از آن به عنوان استراتژي آينده انقلاب و حكومت اسلامي ياد شد، اين مطلب با صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. اين پيام كمتر از چهار ماه مانده به رحلت امام نگارش شده است. چرا آقاي هاشمي خود را مخاطب اين بخش از پيام امام بزرگوارمان نمي داند كه مي نويسند: «آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديدنظر كنيم و ما خامي كرديم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند، اين يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بي تجربگي خود نگذاريم.

    «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آمریکا در مقابل مسلمین نمی‌تواند خودنمایی کند، ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندان مان شهد پیروزی را خواهند چشید، ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند، ما آمریکا را زیر پا می گذاریم، ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است، سلطه آمریکا تمام بدبختی های ملل مستضعف را به دنبال دارد، همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم،  همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است و آمریکا شیطان بزرگ است»

    اینها تنها بخشی از اظهار نظرهای امام راحل در رابطه با آمریکاست. ایشان همواره از دسیسه های شیطان بزرگ هشدار می دادند و در توصیه های خودشان وابستگی به غرب را یکی از خطرات بزرگ قلمداد می کردند.

    ما از خدا می خواهیم آمریکا رابطه اش را با ما قطع کند!

     اگر مقصود از روابط آن روابطی است که تا حالا بین ایران و امریکا بوده است، در زمان شاه سابق بین ایران و آمریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایی بوده با نوکرش هر کاری می خواسته، هر امری که می کرده عمل می کرده – اگر می گویید – ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه اش را با ما قطع می کند، ما از خدا می خواهیم که رابطه قطع بشود. بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتی که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزی که بفهمند که شرق هم یک جایی هست که تمدن از او پیش آنها رفته است. (صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۳۴)

    اگر ایران از اصول و موازین اسلامی اش عدول کند، آمریکا آن را به رسمیت می شناسد

    آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند. (صحیفه امام ج ۱۲ ص ۰۹)

    برای حفظ منافع خود از آمریکا استمداد نطلبید

    با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانی خود را بر ملا نسازید و از گرگها و درنده ها برای شبانی و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظه ای که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمیترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می کنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوکری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن می گویند. (صحیفه امام ج ۰۲ ص ۹۳۲)

    رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است

    ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم. اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به پاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است . ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابر قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد . ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگل های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد . به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع رابطه با ابرقدرتها خصوصا امریکا نمایند . من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است. (صحیفه امام ج ۱۲، ص ۴۰)

    تنها شرط برقراری رابطه با آمریکا از زبان امام خمینی(ره)

    با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامى که امریکا این طور است و افریقاى جنوبى آن طور عمل مى‏کند و اسرائیل هست، ما با آنها نمى‏توانیم زندگى بکنیم. (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص۹۴)

    از عبارات فوق برمی‌آید که امام احساس کرده بودند که آمریکا به دلائلی به از سرگیری روابط با ایران محتاج است و باید با عباراتی از ارتباط سخن گفت که هم عملکرد گذشته آن مورد غفلت قرار نگیرد و هم اگر ارتباط برقرار شد از موضع عزت باشد و هم عدم ارتباط دائمی به عنوان یک اصل تلقی نگردد.

    نظر امام روشن تر از روز

    علی ایحال با این اوصاف واضح و مبرهن است که امام راحل چه نظری درباره رابطه با غرب مخصوصا آمریکا داشته اند. امام خمینی(ره) بیش از ۴۰۰۰ بار از آمریکا نام برده‌اند که با مطالعه کل آنها باید نظر ایشان را کشف نمود. قبل از شروع نهضت چند بار از آمریکا نام برده‌اند که ظاهراً به وجه سیاسی آن ارتباطی ندارد ولی در دوم آذر ۴۱ وقتی معلوم شد که قرار است طرح رستو – کندی که طرحی آمریکایی برای ایران بود به اجرا درآید، امام در هر فرصتی سعی کردند، در این مورد روشنگری کنند و آنچه منجر به تبعید امام به ترکیه شد مخالفت ایشان با کاپیتولاسیون یعنی قضاوت کنسولی در مورد آمریکایی‌ها بود. در آن زمان امام این نکته را در مورد آمریکا دریافته بودند که آمریکا در سیاست خارجی به مردم جهان سوم به صورت تحقیرآمیزی می‌نگرد و هر نوع وحشی‌گری را برای خود در مقابل آنها مجاز می‌داند. در طول نهضت این موضوع بیشتر عیان شد و پس از انقلاب نیز اکثر غائله‌هایی که در کشور رخ می‌داد بالاخره رد پای آمریکایی‌ها در آن دیده می‌شد. همچنین دست‌اندازی آمریکایی‌ها در دیگر کشورهای مسلمان نیز امر غیر قابل انکاری بود که نمونه آنها را هنوز در عراق، افغانستان، لیبی، مصر و سوریه می‌توان مشاهده کرد؛ لذا امام به آمریکا لقب شیطان بزرگ دادند

    “تحریف” نرم انقلاب وامام

    اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال ۱۳۹۰ در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي مطرح شده بود، پس از انتشار در هفته گذشته، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و خارجي داشت. موضوع مذاكره و رابطه با آمريكا اصلي ترين بخش از سخنان ايشان بود كه با واكنش هاي منفي برخي از رسانه ها و شخصيت هاي داخلي مواجه شد.

    آقاي هاشمي در اين ديدار مي گويد: «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمت شان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اينكه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حيات تان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي هست كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسائل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنيا است. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است
    پس از انتشار اين سخنان و طرح انتقادات جدي به آن در كشور، آقاي هاشمي در واكنش به اين انتقادات در يكي از ديدارهاي نوروزي مي گويد: «اگر بحث هايم در مورد رابطه با آمريكا در آن نامه مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را مي دادند
    اظهارات آقاي هاشمي از زواياي مختلف قابل نقد و بررسي است. يكي از زواياي قابل تأمل در پاسخ حضرت امام(ره) به اين نوع ديدگاه است. ايشان در واكنش به انتقادات مي گويد، اگر حرف هايم در مورد رابطه با آمريكا مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ مي دادند. آقاي هاشمي طبق گفته خودشان اين نامه را نه در روزها يا ماه هاي آخر حيات امام(ره)، بلكه در سال هاي پاياني حيات آن عزيز سفر كرده نوشته اند. در اين صورت بايد گفت، اگر حضرت امام(ره) با ديدگاه هاشمي موافق بودند، حتماً طبق نظر ايشان، اقداماتي را براي گشودن باب مذاكره و رابطه با آمريكا به عمل مي آوردند تا نظام اسلامي در آينده با مشكلات اساسي در اين خصوص مواجه نشود. آقاي هاشمي نمي تواند ادعا كند كه حضرت امام(ره) براي اين كار فرصت نداشتند، چون در سال هاي پاياني، يعني حداقل در ۲ يا ۳ سال قبل از رحلت امام اين نامه نوشته شده و حضرت امام(ره) اگر با ديدگاه هاشمي موافق بودند، به تجديدنظر در مواضع خود در قبال آمريكا مي پرداختند. بررسي سخنان و بيانيه هاي حضرت امام(ره) نشان مي دهد كه مواضع حضرت امام(ره) در قبال آمريكا از ابتداي شروع مبارزات تا آخرين لحظه حيات ايشان، ضمن اينكه هيچ تغيير اساسي نكرده، بلكه هر چه زمان مي گذرد مواضع ايشان در قبال آمريكا براي مبارزه و مقابله تندتر و جدي تر شده است. بنابراين بايد گفت: حضرت امام(ره) با تكرار مواضع پيشين خود در قبال آمريكا تا آخرين لحظه حيات، پاسخ آقاي هاشمي را داده اند. پاسخ هايي از قبيل:
    الف- هاشمي مي گويد: آمريكا قدرت برتر دنياست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.
    ۲-
    آمريكا در مقابل مسلمين نمي تواند خودنمايي كند.
    ۳-
    ما يقين داريم اگر دقيقاً به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاي جنايتكار است ادامه دهيم، فرزندان مان شهد پيروزي را خواهند چشيد.
    ۴-
    اسلام ابرقدرت ها را به خاك مذلت مي كشاند.
    ۵-
    قرن آينده، قرن اسلام است.
    ۶-
    قرن بيست ويكم، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران است.
    ۷-
    ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براي ما كار بكند، ما آمريكا را زير پا مي گذاريم.
    ۸-
    مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت ها است.
    ۹-
    حق گرفتني است؛ قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد.
    ۱۰-
    متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزي تان در برابر قدرت ها حتمي است.
    ب- هاشمي مي گويد: چه فرقي بين اروپا، روسيه و چين با آمريكا هست؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.
    ۲- آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستعضف جهان است.
    ۳- سلطه آمريكا تمام بدبختي هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد.
    ۴-
    همه گرفتاري كه ما داريم از دست آمريكا داريم.
    ۵- همه مصيبت ما زير سر آمريكا است.
    ۶-
    آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده.
    ۷- تمام گرفتاري ما از اين آمريكا است.
    ۸-
    رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما.
    ۹-
    مهم ترين و دردآورترين مسئله اي كه ملت هاي اسلامي و غيراسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمريكا است.
    ۱۰-
    آمريكا شيطان بزرگ است.
    ج- آقاي هاشمي مي گويد: سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آنهايي كه خواب آمريكا را مي بينند خدا بيدارشان كند.
    ۲- با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اينكه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد.
    ۳-
    روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با ظالم است، روابط يك غارت شده با غارتگر است.
    ۴-
    مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا.
    ۵- اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اينكه ذليل باشيم زيردست صهيونيسم، و زير دست آمريكا.
    ۶-
    هر چه فرياد داريد سرآمريكا بكشيد.
    ۷-
    اسلحه هاي سرد و گرم، يعني قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيري به روي يكديگر منحرف و به سوي دشمنان انسانيت كه در رأس آنها آمريكا است نشانه برويد.
    ۸-
    ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبران را از بين خواهيم برد.
    ۹- اگر ما را صد بار بكشند و زنده شويم دست از مبارزه با آمريكا برنمي داريم.
    ۱۰-
    الآن در رأس همه مسائل اسلامي ما قضيه مواجهه با آمريكا است. امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكا است، الآن دشمن آمريكا است و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.
    آنچه در سه بخش از سخنان حضرت امام(ره) ذكر شد، نشان مي دهد كه حضرت امام خميني(ره) در سياست خارجي جمهوري اسلامي، نگاه خاص و ويژه اي را به آمريكا به دليل خلق و خوي استكباري و شيطاني آن دارند.آقاي هاشمي با بيان كردن و آشكار ساختن نامه اي كه به حضرت امام(ره) نوشته اند، از يك طرف فاش ساختند كه نگاهي متفاوت از حضرت امام(ره) به موضوع آمريكا دارند و از طرف ديگر تلاش كرده اند با ايجاد نگراني در امام(ره) نسبت به آينده از طريق اين نامه، حضرت امام(ره) را به تجديدنظر در سياست خارجي جمهوري اسلامي در قبال آمريكا وادار سازند. حضرت امام(ره) نه تنها نگاه خود را تغيير ندادند، بلكه اين نوع نگاه ها را ساده انديشي ارزيابي كردند.
    در پيام حضرت امام(ره) به تاريخ (۱۳۶۷/۱۲/۳) خطاب به مراجع اسلام، روحانيون و كه از آن به عنوان استراتژي آينده انقلاب و حكومت اسلامي ياد شد، اين مطلب با صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. اين پيام كمتر از چهار ماه مانده به رحلت امام نگارش شده است. چرا آقاي هاشمي خود را مخاطب اين بخش از پيام امام بزرگوارمان نمي داند كه مي نويسند: «آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديدنظر كنيم و ما خامي كرديم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند، اين يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بي تجربگي خود نگذاريم.

    «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آمریکا در مقابل مسلمین نمی‌تواند خودنمایی کند، ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندان مان شهد پیروزی را خواهند چشید، ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند، ما آمریکا را زیر پا می گذاریم، ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است، سلطه آمریکا تمام بدبختی های ملل مستضعف را به دنبال دارد، همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم،  همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است و آمریکا شیطان بزرگ است»

    اینها تنها بخشی از اظهار نظرهای امام راحل در رابطه با آمریکاست. ایشان همواره از دسیسه های شیطان بزرگ هشدار می دادند و در توصیه های خودشان وابستگی به غرب را یکی از خطرات بزرگ قلمداد می کردند.

    ما از خدا می خواهیم آمریکا رابطه اش را با ما قطع کند!

     اگر مقصود از روابط آن روابطی است که تا حالا بین ایران و امریکا بوده است، در زمان شاه سابق بین ایران و آمریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایی بوده با نوکرش هر کاری می خواسته، هر امری که می کرده عمل می کرده – اگر می گویید – ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه اش را با ما قطع می کند، ما از خدا می خواهیم که رابطه قطع بشود. بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتی که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزی که بفهمند که شرق هم یک جایی هست که تمدن از او پیش آنها رفته است. (صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۳۴)

    اگر ایران از اصول و موازین اسلامی اش عدول کند، آمریکا آن را به رسمیت می شناسد

    آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند. (صحیفه امام ج ۱۲ ص ۰۹)

    برای حفظ منافع خود از آمریکا استمداد نطلبید

    با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانی خود را بر ملا نسازید و از گرگها و درنده ها برای شبانی و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظه ای که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمیترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می کنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوکری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن می گویند. (صحیفه امام ج ۰۲ ص ۹۳۲)

    رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است

    ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم. اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به پاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است . ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابر قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد . ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگل های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد . به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع رابطه با ابرقدرتها خصوصا امریکا نمایند . من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است. (صحیفه امام ج ۱۲، ص ۴۰)

    تنها شرط برقراری رابطه با آمریکا از زبان امام خمینی(ره)

    با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامى که امریکا این طور است و افریقاى جنوبى آن طور عمل مى‏کند و اسرائیل هست، ما با آنها نمى‏توانیم زندگى بکنیم. (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص۹۴)

    از عبارات فوق برمی‌آید که امام احساس کرده بودند که آمریکا به دلائلی به از سرگیری روابط با ایران محتاج است و باید با عباراتی از ارتباط سخن گفت که هم عملکرد گذشته آن مورد غفلت قرار نگیرد و هم اگر ارتباط برقرار شد از موضع عزت باشد و هم عدم ارتباط دائمی به عنوان یک اصل تلقی نگردد.

    نظر امام روشن تر از روز

    علی ایحال با این اوصاف واضح و مبرهن است که امام راحل چه نظری درباره رابطه با غرب مخصوصا آمریکا داشته اند. امام خمینی(ره) بیش از ۴۰۰۰ بار از آمریکا نام برده‌اند که با مطالعه کل آنها باید نظر ایشان را کشف نمود. قبل از شروع نهضت چند بار از آمریکا نام برده‌اند که ظاهراً به وجه سیاسی آن ارتباطی ندارد ولی در دوم آذر ۴۱ وقتی معلوم شد که قرار است طرح رستو – کندی که طرحی آمریکایی برای ایران بود به اجرا درآید، امام در هر فرصتی سعی کردند، در این مورد روشنگری کنند و آنچه منجر به تبعید امام به ترکیه شد مخالفت ایشان با کاپیتولاسیون یعنی قضاوت کنسولی در مورد آمریکایی‌ها بود. در آن زمان امام این نکته را در مورد آمریکا دریافته بودند که آمریکا در سیاست خارجی به مردم جهان سوم به صورت تحقیرآمیزی می‌نگرد و هر نوع وحشی‌گری را برای خود در مقابل آنها مجاز می‌داند. در طول نهضت این موضوع بیشتر عیان شد و پس از انقلاب نیز اکثر غائله‌هایی که در کشور رخ می‌داد بالاخره رد پای آمریکایی‌ها در آن دیده می‌شد. همچنین دست‌اندازی آمریکایی‌ها در دیگر کشورهای مسلمان نیز امر غیر قابل انکاری بود که نمونه آنها را هنوز در عراق، افغانستان، لیبی، مصر و سوریه می‌توان مشاهده کرد؛ لذا امام به آمریکا لقب شیطان بزرگ دادند

    “تحریف” نرم انقلاب وامام

    اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال ۱۳۹۰ در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي مطرح شده بود، پس از انتشار در هفته گذشته، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و خارجي داشت. موضوع مذاكره و رابطه با آمريكا اصلي ترين بخش از سخنان ايشان بود كه با واكنش هاي منفي برخي از رسانه ها و شخصيت هاي داخلي مواجه شد.

    آقاي هاشمي در اين ديدار مي گويد: «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمت شان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اينكه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حيات تان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي هست كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسائل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنيا است. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است
    پس از انتشار اين سخنان و طرح انتقادات جدي به آن در كشور، آقاي هاشمي در واكنش به اين انتقادات در يكي از ديدارهاي نوروزي مي گويد: «اگر بحث هايم در مورد رابطه با آمريكا در آن نامه مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را مي دادند
    اظهارات آقاي هاشمي از زواياي مختلف قابل نقد و بررسي است. يكي از زواياي قابل تأمل در پاسخ حضرت امام(ره) به اين نوع ديدگاه است. ايشان در واكنش به انتقادات مي گويد، اگر حرف هايم در مورد رابطه با آمريكا مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ مي دادند. آقاي هاشمي طبق گفته خودشان اين نامه را نه در روزها يا ماه هاي آخر حيات امام(ره)، بلكه در سال هاي پاياني حيات آن عزيز سفر كرده نوشته اند. در اين صورت بايد گفت، اگر حضرت امام(ره) با ديدگاه هاشمي موافق بودند، حتماً طبق نظر ايشان، اقداماتي را براي گشودن باب مذاكره و رابطه با آمريكا به عمل مي آوردند تا نظام اسلامي در آينده با مشكلات اساسي در اين خصوص مواجه نشود. آقاي هاشمي نمي تواند ادعا كند كه حضرت امام(ره) براي اين كار فرصت نداشتند، چون در سال هاي پاياني، يعني حداقل در ۲ يا ۳ سال قبل از رحلت امام اين نامه نوشته شده و حضرت امام(ره) اگر با ديدگاه هاشمي موافق بودند، به تجديدنظر در مواضع خود در قبال آمريكا مي پرداختند. بررسي سخنان و بيانيه هاي حضرت امام(ره) نشان مي دهد كه مواضع حضرت امام(ره) در قبال آمريكا از ابتداي شروع مبارزات تا آخرين لحظه حيات ايشان، ضمن اينكه هيچ تغيير اساسي نكرده، بلكه هر چه زمان مي گذرد مواضع ايشان در قبال آمريكا براي مبارزه و مقابله تندتر و جدي تر شده است. بنابراين بايد گفت: حضرت امام(ره) با تكرار مواضع پيشين خود در قبال آمريكا تا آخرين لحظه حيات، پاسخ آقاي هاشمي را داده اند. پاسخ هايي از قبيل:
    الف- هاشمي مي گويد: آمريكا قدرت برتر دنياست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.
    ۲-
    آمريكا در مقابل مسلمين نمي تواند خودنمايي كند.
    ۳-
    ما يقين داريم اگر دقيقاً به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاي جنايتكار است ادامه دهيم، فرزندان مان شهد پيروزي را خواهند چشيد.
    ۴-
    اسلام ابرقدرت ها را به خاك مذلت مي كشاند.
    ۵-
    قرن آينده، قرن اسلام است.
    ۶-
    قرن بيست ويكم، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران است.
    ۷-
    ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براي ما كار بكند، ما آمريكا را زير پا مي گذاريم.
    ۸-
    مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت ها است.
    ۹-
    حق گرفتني است؛ قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد.
    ۱۰-
    متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزي تان در برابر قدرت ها حتمي است.
    ب- هاشمي مي گويد: چه فرقي بين اروپا، روسيه و چين با آمريكا هست؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.
    ۲- آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستعضف جهان است.
    ۳- سلطه آمريكا تمام بدبختي هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد.
    ۴-
    همه گرفتاري كه ما داريم از دست آمريكا داريم.
    ۵- همه مصيبت ما زير سر آمريكا است.
    ۶-
    آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده.
    ۷- تمام گرفتاري ما از اين آمريكا است.
    ۸-
    رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما.
    ۹-
    مهم ترين و دردآورترين مسئله اي كه ملت هاي اسلامي و غيراسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمريكا است.
    ۱۰-
    آمريكا شيطان بزرگ است.
    ج- آقاي هاشمي مي گويد: سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آنهايي كه خواب آمريكا را مي بينند خدا بيدارشان كند.
    ۲- با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اينكه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد.
    ۳-
    روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با ظالم است، روابط يك غارت شده با غارتگر است.
    ۴-
    مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا.
    ۵- اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اينكه ذليل باشيم زيردست صهيونيسم، و زير دست آمريكا.
    ۶-
    هر چه فرياد داريد سرآمريكا بكشيد.
    ۷-
    اسلحه هاي سرد و گرم، يعني قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيري به روي يكديگر منحرف و به سوي دشمنان انسانيت كه در رأس آنها آمريكا است نشانه برويد.
    ۸-
    ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبران را از بين خواهيم برد.
    ۹- اگر ما را صد بار بكشند و زنده شويم دست از مبارزه با آمريكا برنمي داريم.
    ۱۰-
    الآن در رأس همه مسائل اسلامي ما قضيه مواجهه با آمريكا است. امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكا است، الآن دشمن آمريكا است و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.
    آنچه در سه بخش از سخنان حضرت امام(ره) ذكر شد، نشان مي دهد كه حضرت امام خميني(ره) در سياست خارجي جمهوري اسلامي، نگاه خاص و ويژه اي را به آمريكا به دليل خلق و خوي استكباري و شيطاني آن دارند.آقاي هاشمي با بيان كردن و آشكار ساختن نامه اي كه به حضرت امام(ره) نوشته اند، از يك طرف فاش ساختند كه نگاهي متفاوت از حضرت امام(ره) به موضوع آمريكا دارند و از طرف ديگر تلاش كرده اند با ايجاد نگراني در امام(ره) نسبت به آينده از طريق اين نامه، حضرت امام(ره) را به تجديدنظر در سياست خارجي جمهوري اسلامي در قبال آمريكا وادار سازند. حضرت امام(ره) نه تنها نگاه خود را تغيير ندادند، بلكه اين نوع نگاه ها را ساده انديشي ارزيابي كردند.
    در پيام حضرت امام(ره) به تاريخ (۱۳۶۷/۱۲/۳) خطاب به مراجع اسلام، روحانيون و كه از آن به عنوان استراتژي آينده انقلاب و حكومت اسلامي ياد شد، اين مطلب با صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. اين پيام كمتر از چهار ماه مانده به رحلت امام نگارش شده است. چرا آقاي هاشمي خود را مخاطب اين بخش از پيام امام بزرگوارمان نمي داند كه مي نويسند: «آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديدنظر كنيم و ما خامي كرديم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند، اين يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بي تجربگي خود نگذاريم.

    «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آمریکا در مقابل مسلمین نمی‌تواند خودنمایی کند، ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندان مان شهد پیروزی را خواهند چشید، ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند، ما آمریکا را زیر پا می گذاریم، ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است، سلطه آمریکا تمام بدبختی های ملل مستضعف را به دنبال دارد، همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم،  همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است و آمریکا شیطان بزرگ است»

    اینها تنها بخشی از اظهار نظرهای امام راحل در رابطه با آمریکاست. ایشان همواره از دسیسه های شیطان بزرگ هشدار می دادند و در توصیه های خودشان وابستگی به غرب را یکی از خطرات بزرگ قلمداد می کردند.

    ما از خدا می خواهیم آمریکا رابطه اش را با ما قطع کند!

     اگر مقصود از روابط آن روابطی است که تا حالا بین ایران و امریکا بوده است، در زمان شاه سابق بین ایران و آمریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایی بوده با نوکرش هر کاری می خواسته، هر امری که می کرده عمل می کرده – اگر می گویید – ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه اش را با ما قطع می کند، ما از خدا می خواهیم که رابطه قطع بشود. بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتی که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزی که بفهمند که شرق هم یک جایی هست که تمدن از او پیش آنها رفته است. (صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۳۴)

    اگر ایران از اصول و موازین اسلامی اش عدول کند، آمریکا آن را به رسمیت می شناسد

    آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند. (صحیفه امام ج ۱۲ ص ۰۹)

    برای حفظ منافع خود از آمریکا استمداد نطلبید

    با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانی خود را بر ملا نسازید و از گرگها و درنده ها برای شبانی و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظه ای که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمیترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می کنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوکری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن می گویند. (صحیفه امام ج ۰۲ ص ۹۳۲)

    رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است

    ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم. اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به پاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است . ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابر قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد . ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگل های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد . به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع رابطه با ابرقدرتها خصوصا امریکا نمایند . من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است. (صحیفه امام ج ۱۲، ص ۴۰)

    تنها شرط برقراری رابطه با آمریکا از زبان امام خمینی(ره)

    با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامى که امریکا این طور است و افریقاى جنوبى آن طور عمل مى‏کند و اسرائیل هست، ما با آنها نمى‏توانیم زندگى بکنیم. (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص۹۴)

    از عبارات فوق برمی‌آید که امام احساس کرده بودند که آمریکا به دلائلی به از سرگیری روابط با ایران محتاج است و باید با عباراتی از ارتباط سخن گفت که هم عملکرد گذشته آن مورد غفلت قرار نگیرد و هم اگر ارتباط برقرار شد از موضع عزت باشد و هم عدم ارتباط دائمی به عنوان یک اصل تلقی نگردد.

    نظر امام روشن تر از روز

    علی ایحال با این اوصاف واضح و مبرهن است که امام راحل چه نظری درباره رابطه با غرب مخصوصا آمریکا داشته اند. امام خمینی(ره) بیش از ۴۰۰۰ بار از آمریکا نام برده‌اند که با مطالعه کل آنها باید نظر ایشان را کشف نمود. قبل از شروع نهضت چند بار از آمریکا نام برده‌اند که ظاهراً به وجه سیاسی آن ارتباطی ندارد ولی در دوم آذر ۴۱ وقتی معلوم شد که قرار است طرح رستو – کندی که طرحی آمریکایی برای ایران بود به اجرا درآید، امام در هر فرصتی سعی کردند، در این مورد روشنگری کنند و آنچه منجر به تبعید امام به ترکیه شد مخالفت ایشان با کاپیتولاسیون یعنی قضاوت کنسولی در مورد آمریکایی‌ها بود. در آن زمان امام این نکته را در مورد آمریکا دریافته بودند که آمریکا در سیاست خارجی به مردم جهان سوم به صورت تحقیرآمیزی می‌نگرد و هر نوع وحشی‌گری را برای خود در مقابل آنها مجاز می‌داند. در طول نهضت این موضوع بیشتر عیان شد و پس از انقلاب نیز اکثر غائله‌هایی که در کشور رخ می‌داد بالاخره رد پای آمریکایی‌ها در آن دیده می‌شد. همچنین دست‌اندازی آمریکایی‌ها در دیگر کشورهای مسلمان نیز امر غیر قابل انکاری بود که نمونه آنها را هنوز در عراق، افغانستان، لیبی، مصر و سوریه می‌توان مشاهده کرد؛ لذا امام به آمریکا لقب شیطان بزرگ دادند

    “تحریف” نرم انقلاب وامام

    اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال ۱۳۹۰ در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي مطرح شده بود، پس از انتشار در هفته گذشته، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و خارجي داشت. موضوع مذاكره و رابطه با آمريكا اصلي ترين بخش از سخنان ايشان بود كه با واكنش هاي منفي برخي از رسانه ها و شخصيت هاي داخلي مواجه شد.

    آقاي هاشمي در اين ديدار مي گويد: «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمت شان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اينكه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حيات تان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي هست كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسائل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنيا است. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است
    پس از انتشار اين سخنان و طرح انتقادات جدي به آن در كشور، آقاي هاشمي در واكنش به اين انتقادات در يكي از ديدارهاي نوروزي مي گويد: «اگر بحث هايم در مورد رابطه با آمريكا در آن نامه مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را مي دادند
    اظهارات آقاي هاشمي از زواياي مختلف قابل نقد و بررسي است. يكي از زواياي قابل تأمل در پاسخ حضرت امام(ره) به اين نوع ديدگاه است. ايشان در واكنش به انتقادات مي گويد، اگر حرف هايم در مورد رابطه با آمريكا مورد ايراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ مي دادند. آقاي هاشمي طبق گفته خودشان اين نامه را نه در روزها يا ماه هاي آخر حيات امام(ره)، بلكه در سال هاي پاياني حيات آن عزيز سفر كرده نوشته اند. در اين صورت بايد گفت، اگر حضرت امام(ره) با ديدگاه هاشمي موافق بودند، حتماً طبق نظر ايشان، اقداماتي را براي گشودن باب مذاكره و رابطه با آمريكا به عمل مي آوردند تا نظام اسلامي در آينده با مشكلات اساسي در اين خصوص مواجه نشود. آقاي هاشمي نمي تواند ادعا كند كه حضرت امام(ره) براي اين كار فرصت نداشتند، چون در سال هاي پاياني، يعني حداقل در ۲ يا ۳ سال قبل از رحلت امام اين نامه نوشته شده و حضرت امام(ره) اگر با ديدگاه هاشمي موافق بودند، به تجديدنظر در مواضع خود در قبال آمريكا مي پرداختند. بررسي سخنان و بيانيه هاي حضرت امام(ره) نشان مي دهد كه مواضع حضرت امام(ره) در قبال آمريكا از ابتداي شروع مبارزات تا آخرين لحظه حيات ايشان، ضمن اينكه هيچ تغيير اساسي نكرده، بلكه هر چه زمان مي گذرد مواضع ايشان در قبال آمريكا براي مبارزه و مقابله تندتر و جدي تر شده است. بنابراين بايد گفت: حضرت امام(ره) با تكرار مواضع پيشين خود در قبال آمريكا تا آخرين لحظه حيات، پاسخ آقاي هاشمي را داده اند. پاسخ هايي از قبيل:
    الف- هاشمي مي گويد: آمريكا قدرت برتر دنياست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.
    ۲-
    آمريكا در مقابل مسلمين نمي تواند خودنمايي كند.
    ۳-
    ما يقين داريم اگر دقيقاً به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاي جنايتكار است ادامه دهيم، فرزندان مان شهد پيروزي را خواهند چشيد.
    ۴-
    اسلام ابرقدرت ها را به خاك مذلت مي كشاند.
    ۵-
    قرن آينده، قرن اسلام است.
    ۶-
    قرن بيست ويكم، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران است.
    ۷-
    ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براي ما كار بكند، ما آمريكا را زير پا مي گذاريم.
    ۸-
    مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت ها است.
    ۹-
    حق گرفتني است؛ قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد.
    ۱۰-
    متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزي تان در برابر قدرت ها حتمي است.
    ب- هاشمي مي گويد: چه فرقي بين اروپا، روسيه و چين با آمريكا هست؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.
    ۲- آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستعضف جهان است.
    ۳- سلطه آمريكا تمام بدبختي هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد.
    ۴-
    همه گرفتاري كه ما داريم از دست آمريكا داريم.
    ۵- همه مصيبت ما زير سر آمريكا است.
    ۶-
    آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده.
    ۷- تمام گرفتاري ما از اين آمريكا است.
    ۸-
    رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما.
    ۹-
    مهم ترين و دردآورترين مسئله اي كه ملت هاي اسلامي و غيراسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمريكا است.
    ۱۰-
    آمريكا شيطان بزرگ است.
    ج- آقاي هاشمي مي گويد: سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست.
    حضرت امام خميني(ره) پاسخ مي دهند:
    ۱-
    آنهايي كه خواب آمريكا را مي بينند خدا بيدارشان كند.
    ۲- با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اينكه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد.
    ۳-
    روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با ظالم است، روابط يك غارت شده با غارتگر است.
    ۴-
    مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا.
    ۵- اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اينكه ذليل باشيم زيردست صهيونيسم، و زير دست آمريكا.
    ۶-
    هر چه فرياد داريد سرآمريكا بكشيد.
    ۷-
    اسلحه هاي سرد و گرم، يعني قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيري به روي يكديگر منحرف و به سوي دشمنان انسانيت كه در رأس آنها آمريكا است نشانه برويد.
    ۸-
    ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبران را از بين خواهيم برد.
    ۹- اگر ما را صد بار بكشند و زنده شويم دست از مبارزه با آمريكا برنمي داريم.
    ۱۰-
    الآن در رأس همه مسائل اسلامي ما قضيه مواجهه با آمريكا است. امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكا است، الآن دشمن آمريكا است و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.
    آنچه در سه بخش از سخنان حضرت امام(ره) ذكر شد، نشان مي دهد كه حضرت امام خميني(ره) در سياست خارجي جمهوري اسلامي، نگاه خاص و ويژه اي را به آمريكا به دليل خلق و خوي استكباري و شيطاني آن دارند.آقاي هاشمي با بيان كردن و آشكار ساختن نامه اي كه به حضرت امام(ره) نوشته اند، از يك طرف فاش ساختند كه نگاهي متفاوت از حضرت امام(ره) به موضوع آمريكا دارند و از طرف ديگر تلاش كرده اند با ايجاد نگراني در امام(ره) نسبت به آينده از طريق اين نامه، حضرت امام(ره) را به تجديدنظر در سياست خارجي جمهوري اسلامي در قبال آمريكا وادار سازند. حضرت امام(ره) نه تنها نگاه خود را تغيير ندادند، بلكه اين نوع نگاه ها را ساده انديشي ارزيابي كردند.
    در پيام حضرت امام(ره) به تاريخ (۱۳۶۷/۱۲/۳) خطاب به مراجع اسلام، روحانيون و كه از آن به عنوان استراتژي آينده انقلاب و حكومت اسلامي ياد شد، اين مطلب با صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. اين پيام كمتر از چهار ماه مانده به رحلت امام نگارش شده است. چرا آقاي هاشمي خود را مخاطب اين بخش از پيام امام بزرگوارمان نمي داند كه مي نويسند: «آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديدنظر كنيم و ما خامي كرديم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند، اين يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بي تجربگي خود نگذاريم.

    «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آمریکا در مقابل مسلمین نمی‌تواند خودنمایی کند، ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندان مان شهد پیروزی را خواهند چشید، ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند، ما آمریکا را زیر پا می گذاریم، ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است، سلطه آمریکا تمام بدبختی های ملل مستضعف را به دنبال دارد، همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم،  همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است و آمریکا شیطان بزرگ است»

    اینها تنها بخشی از اظهار نظرهای امام راحل در رابطه با آمریکاست. ایشان همواره از دسیسه های شیطان بزرگ هشدار می دادند و در توصیه های خودشان وابستگی به غرب را یکی از خطرات بزرگ قلمداد می کردند.

    ما از خدا می خواهیم آمریکا رابطه اش را با ما قطع کند!

     اگر مقصود از روابط آن روابطی است که تا حالا بین ایران و امریکا بوده است، در زمان شاه سابق بین ایران و آمریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایی بوده با نوکرش هر کاری می خواسته، هر امری که می کرده عمل می کرده – اگر می گویید – ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه اش را با ما قطع می کند، ما از خدا می خواهیم که رابطه قطع بشود. بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتی که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزی که بفهمند که شرق هم یک جایی هست که تمدن از او پیش آنها رفته است. (صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۳۴)

    اگر ایران از اصول و موازین اسلامی اش عدول کند، آمریکا آن را به رسمیت می شناسد

    آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند. (صحیفه امام ج ۱۲ ص ۰۹)

    برای حفظ منافع خود از آمریکا استمداد نطلبید

    با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانی خود را بر ملا نسازید و از گرگها و درنده ها برای شبانی و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظه ای که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمیترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می کنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوکری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن می گویند. (صحیفه امام ج ۰۲ ص ۹۳۲)

    رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است

    ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم. اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به پاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است . ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابر قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد . ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگل های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد . به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع رابطه با ابرقدرتها خصوصا امریکا نمایند . من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است. (صحیفه امام ج ۱۲، ص ۴۰)

    تنها شرط برقراری رابطه با آمریکا از زبان امام خمینی(ره)

    با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامى که امریکا این طور است و افریقاى جنوبى آن طور عمل مى‏کند و اسرائیل هست، ما با آنها نمى‏توانیم زندگى بکنیم. (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص۹۴)

    از عبارات فوق برمی‌آید که امام احساس کرده بودند که آمریکا به دلائلی به از سرگیری روابط با ایران محتاج است و باید با عباراتی از ارتباط سخن گفت که هم عملکرد گذشته آن مورد غفلت قرار نگیرد و هم اگر ارتباط برقرار شد از موضع عزت باشد و هم عدم ارتباط دائمی به عنوان یک اصل تلقی نگردد.

    نظر امام روشن تر از روز

    علی ایحال با این اوصاف واضح و مبرهن است که امام راحل چه نظری درباره رابطه با غرب مخصوصا آمریکا داشته اند. امام خمینی(ره) بیش از ۴۰۰۰ بار از آمریکا نام برده‌اند که با مطالعه کل آنها باید نظر ایشان را کشف نمود. قبل از شروع نهضت چند بار از آمریکا نام برده‌اند که ظاهراً به وجه سیاسی آن ارتباطی ندارد ولی در دوم آذر ۴۱ وقتی معلوم شد که قرار است طرح رستو – کندی که طرحی آمریکایی برای ایران بود به اجرا درآید، امام در هر فرصتی سعی کردند، در این مورد روشنگری کنند و آنچه منجر به تبعید امام به ترکیه شد مخالفت ایشان با کاپیتولاسیون یعنی قضاوت کنسولی در مورد آمریکایی‌ها بود. در آن زمان امام این نکته را در مورد آمریکا دریافته بودند که آمریکا در سیاست خارجی به مردم جهان سوم به صورت تحقیرآمیزی می‌نگرد و هر نوع وحشی‌گری را برای خود در مقابل آنها مجاز می‌داند. در طول نهضت این موضوع بیشتر عیان شد و پس از انقلاب نیز اکثر غائله‌هایی که در کشور رخ می‌داد بالاخره رد پای آمریکایی‌ها در آن دیده می‌شد. همچنین دست‌اندازی آمریکایی‌ها در دیگر کشورهای مسلمان نیز امر غیر قابل انکاری بود که نمونه آنها را هنوز در عراق، افغانستان، لیبی، مصر و سوریه می‌توان مشاهده کرد؛ لذا امام به آمریکا لقب شیطان بزرگ دادند

    Print Friendly


    نظرات