پایگاه خبری تحلیلی 18 دی
امروز: یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ برابر با Sunday, 21 October , 2018
آخرین خبرها :
  • کد خبر : 4880
  • تعداد نظرات : 2 نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
  •   

    علی جعفری/ علوم انسانی فتنه ساز

    وجود نظریات تاریخ مصرف گذشته غربی در دانشگاه ها که پس از انقلاب هم ادامه حیات یافت، پرورش دهنده اساتیدی در دانشگاه ها شد که مبلغ متعصب سکولاریسم و لیبرالیسم بوده اند و به خاطر تقابل و تضاد آن نظریات با گفتمان و اصالت اسلام و انقلاب اسلامی، علاوه بر ایجاد چالشی جدی در روند گرایش دانشجویان به انقلابی گری اسلامی، به رشد جریان غرب گرا در جامعه دانشگاهی کمک شایانی نمود.

     

    توجه ویژه تئوریسین های جریان فتنه به دانشگاه و برنامه ریزی جهت استفاده از ظرفیت دانشجویان برای پیشبرد اهداف سیاسی، تنها با نفوذ احزاب در تشکل های دانشجویی نبوده است بلکه نقطه اتکای بهره برداری از این جریان را باید در فعالیت ویژه اساتید سکولار در دانشگاه ها و مانور گسترده با استفاده از منابع علوم انسانی غربی در دانشگاه ها دانست.

    وجود نظریات تاریخ مصرف گذشته غربی در دانشگاه ها که پس از انقلاب هم ادامه حیات یافت، پرورش دهنده اساتیدی در دانشگاه ها شد که مبلغ متعصب سکولاریسم و لیبرالیسم بوده اند و به خاطر تقابل و تضاد آن نظریات با گفتمان و اصالت اسلام و انقلاب اسلامی، علاوه بر ایجاد چالشی جدی در روند گرایش دانشجویان به انقلابی گری اسلامی، به رشد جریان غرب گرا در جامعه دانشگاهی کمک شایانی نمود.

    با وجود آنکه امام خمینی (ره) همواره نسبت به دانشگاه و دانشگاهیان تاکیدات ویژه داشته اند و به صراحت دانشگاه را محور تحولات نامیدند، انتظار می رفت در سیاست های کلان نظام این مبحث به طور ویژه لحاظ گردد و به انقلاب علمی در منابع دانشگاهی و تربیت اساتید مبرز انقلابی بینجامد که متاسفانه روند مناسبی طی نشد.

    اما توجه جریان لیبرال و غرب گرا به دانشگاه بیشتر ظهور و بروز نمود و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند با یک برنامه ریزی ۲۰ ساله به فکر فتنه ای همچون فتنه ۸۸ بودند که عمده تحرکات آن ها هم بنا به چند دلیل در دانشگاه ها بود و اتفاقات کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸ به خوبی این موضوع را نمایان ساخت که آزمونی از فعالیت های حساب شده آن ها در این زمینه به شمار می رفت.

    در واقع قدرت گفتمانی انقلاب اسلامی سبب برنامه ریزی جریان اپوزوسیون در محافل علمی شد تا در برابر انقلابی که با نهادینه سازی معرفت دینی در جامعه مسلمان شکل گرفته بود، با استحاله باورها با استفاده از رسوخ اندیشه های غربی در میان جوانان به عنوان آینده سازان نظام حاکم بر ایران، به عمر انقلاب اسلامی پایان دهد.

    ایجاد زمینه انقلابی دیگر برای پایان دادن به انقلاب اسلامی و حاکم شدن اندیشه هایی که بعضا حتی در غرب هم منسوخ شده بود، هرچند عجیب به نظر می رسید اما با حضور اساتیدی غرب زده، با جذابیت خاصی دنبال شد و به یک معضل علمی تبدیل شد تا جائیکه رهبر معظم انقلاب بارها نسبت به آنچه که بر سر علوم انسانی می آید تذکرات فراوانی دادند.

    ایشان در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) در دی ماه ۸۴ فرمودند: «امروز غربی ها یک منطقه ممنوعه ای در زمینه علوم انسانی به وجود آورده اند؛ در همه بخش های مختلف؛ از اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی و روانشناسی بگیرید تا تاریخ و ادبیات و هنر و حتی فلسفه و حتی فلسفه دین. یک عده آدم ضعیف النفس هم دلباخته اینها شده اند و نگاه می کنند به دهن اینها که ببینند چه می گویند؛ هر چه آنها گفته اند، برایشان می شود وحی مُنزل؛ این است که بد و غلط است. مثلاً چند تا فکر دارای اقتدار علمی، در یک نقطه دنیا به یک نتیجه ای رسیده اند، این معنایش این نیست که هر آنچه که آنها فهمیده اند، درست است!»

    البته مشکل اصلی در این زمینه تنها مسئله انحرافات سیاسی نیست؛ بلکه آن انحراف از اعتقادات دینی که زمینه انحرافات بعدی در عرصه های مختلف از جمله سیاسی، فرهنگی، هنری و اقتصادی را فراهم می کند از درجه بالاتری از ایراد و اشکال برخوردار است؛ چراکه دین را به عنوان روح جانبخش جامعه به تباهی می کشاند و اصول باطل را در جامعه حاکم می کند.

    مقام معظم رهبری در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم در مهرماه ۸۹ فرمودند: « اینکه بنده درباره‌ علوم انسانی در دانشگاه‌ها و خطر این دانشهای ذاتاً مسموم هشدار دادم – هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان – به خاطر همین است. این علوم انسانی‌ای که امروز رایج است، محتواهایی دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است؛ متکی بر جهان‌بینی دیگری است؛ حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد. وقتی اینها رایج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت می شوند؛ همین مدیران می‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسی داخلی، خارجی، امنیت، غیره و غیره قرار می‌گیرند.»

    اما تجمع و رشد افکار و اندیشه های غربی در طول این سالیان در بین فعالان سیاسی و فرهنگی جامعه، سبب گردهم آمدن افرادی شد که حاکمیت اسلامی را مانع دستیابی به اجرای افکار و اندیشه های خود می دیدند و لذا پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات دیدیم که چطور روشنفکران دانشگاهی در رسانه های خود با منطق غربی بر ایمان و مذهب تاختند که متاسفانه در حال حاضر نیز فرصت هایی برای فعالیت آزادانه دوباره یافته اند.

    اکثر تئوریسین های مخالف جمهوری اسلامی از آبشخور علوم انسانی غربی در دانشگاه ها تغذیه کرده اند و پس از آنکه در سال های اصلاحات خواستار به موزه سپردن افکار امام خمینی(ره) شدند ولی وقتی بر خلاف میل و پیشبینی شان در ادامه، دوران تقویت گفتمان انقلاب را به نظاره نشستند، چاره ای جز ادامه مسیر بر همان منطق غلط غربی که فتنه و انقلاب رنگی باشد ندیدند.

    در واقع اربابان غربی طراحان داخلی فتنه سال ۸۸ ، همان اسلاف خلف اندیشمندانی بودند که سال ها نقش مراد جریان لیبرال ایرانی را بازی می کردند و نسخه های بروز شده آنچه در دانشگاه ها به درس و بحث گذاشته می شد، در میدان عمل به نمایش درآمد چرا که منطق غربی ها هرگز با نظام اسلامی سازگار نبوده و نخواهد بود و پیروان آنها برای پیاده سازی نظام مطلوب خود به هر نوع استراتژی سردمداران فکری و سیاسی خود جامه عمل می پوشانند.

    شاید آشکار شدن نقش اساسی علوم انسانی غربی در ایجاد و تقویت جریان فتنه در سال ۸۸ بود که سبب شد تا حضرت آیت الله خامنه ای در اوایل فتنه در تیرماه ۸۸ در دیدار با اساتید و دانشجویان استان همدان فرمودند: « من می خواهم محیط دانشگاه و جوان دانشجوی خودمان را توجه بدهم که مواظب تئوری های وارداتی غربی که هیچ هدفی جز حفظ آن روابط تحکم آمیز غرب با کشورهایی از قبیل کشور ما را ندارند، باشند.»

    Print Friendly

    انتشار یافته: 2

    نظرات